تبليغاتX
Welcome to Painting with words
 unity
Unity Art Print
|+| نوشته شده توسط . . . . . در هفدهم آذر 1388 و ساعت 0:2 
 سونات برای واژه ها

Adagio

شبی سرد است ، از آغاز غروب برف هم دوباره شروع به بارش کرده ؛ البته شب های سرد و برفی اینجا عادی است و همه به لطف ودکاهای خود در مقابل آن روئین تن هستند ... در مورد دایم الخمر بودن روس ها مطالب بسیاری گفته شده .

در کتاب " آرتور ویس " درباره مسکو خواندم که نخستین میخانه روسی در قرن شانزدهم به فرمان  " ایوان مخوف " تاسیس شده بود .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط . . . . . در سیزدهم مهر 1388 و ساعت 19:2  
 mirror

... و پدیدار می شد در برابر چشمهایمان بهشت

هنگامی که سرنوشت

رد پاهای ما را می پوشاند

...

|+| نوشته شده توسط . . . . . در چهارم خرداد 1388 و ساعت 23:17 
 ایماژ
" آندره تارکوفسکی " در کتاب تئوریک خود ( زمان شکل یافته ) که دیدگاه هایش را درباره هنر سینما تشریح می کند ، بارها برای روشن کردن نظریه هایش به نمونه هایی از هنرهای دیگر و به خصوص ادبیات روی می آورد . در صفحه ای از کتاب مورد اشاره ، هایکوی زیبایی  را نقل می کند تا به واسطه آن ، تعبیر خود را از تصویر تبیین کند :

نه ، نه به خانه من

آن ناشناس چتر به دست

رفت به خانه همسایه من .

 

این سه سطر ، همچنان که رسم بهترین هایکو هاست ، با ایجاز مخصوص به خود و با لطافتی آغشته به اندوه – دنیایی را در نظر خواننده اش تصویر می کند . این تصویر ، روشن و مشخص و واضح است .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط . . . . . در چهارم خرداد 1388 و ساعت 19:35  
 بعد از تو

بعد از تو

...........

ای هفت سالگی

ای لحظه شگفت عزیمت

بعد از تو هر چه رفت ، در انبوهی از جنون و جهالت رفت

بعد از تو پنجره که رابطه ای بود سخت زنده و روشن

میان ما و پرنده

میان ما و نسیم

شکست

شکست

شکست


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط . . . . . در چهاردهم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:45 
 رمز پردازی بازی شطرنج - قسمت سوم

 

پیکاری که بازی شطرنج نمودگار آن است ، این معنای دوگانه  " واستو – پروشا – ماندالا " را که در موارد دیگر نیز بدان باز می خوریم ، و به نحوی کمابیش واضح در هر رمز مشاهده می کنیم؛ فعلیت می بخشد .

گفتیم که این نبرد ، اساسا پیکار " دواها با آسوراها " ، در بازی شطرنج جهان است . در اینجا معنای رمزپردازی رنگهای سفید و سیاه که خانه های شطرنج متناوبا متضمن آن است ، به تمام و کمال آفتابی می شود : لشکر سفید ، سپاه روشنایی است و لشکر سیاه ، سپاه تاریکی . و اگر از دیدگاهی نسبی در امور بنگریم ، نبردی که بازی شطرنج نمودار آن است ، خواه نمایشگر نبرد دو لشکر زمینی است که هر یک به خاطر اصل و مبدایی می جنگد ، و خواه نمودار نبرد روح با ظلمات در وجود انسان : و این دو صورت " جهاد " اند : " جهاد اصغر " و " جهاد اکبر " .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط . . . . . در دوازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:45 
 رمز پردازی بازی شطرنج - قسمت دوم

دیدیم که بر هر منزل یک دور گردش که در نمودار  ۸ ضربدر ۸ چهار گوش تثبیت شده ، یک ستاره حاکم است وآن منزل در عین حال ساحتی از خدا را که در کسوت یکی از فرشتگان و یا اهریمنان تشخص یافته به صورتی رمزی نمایش می دهد . بدین گونه این ماندالا (1) در آن واحد ، رمز عالم مرئی و عالم روح و الوهیت با جهات و جوانب عدیده اوست . بنابر این مسعودی به حق می گوید هندوان به مدد محاسباتی که بر شطرنج مبتنی است ، به تبیین گردش زمان و ادوار و تاثیرات فوقانی که بر این جهان فایض و نازل می شود و رشته های پیوند آنها با روان آدمیان ... می پردازند .

شاه آلفونس حکیم ، تروبادور (2) بلند آوازه قشتاله که به سال ۱۲۸۳ کتاب " لیبرس  دو آسدکس " (3)  را تصنیف کرد که از منابع شرقی بهره های وافر برگرفته است ، با رمز پردازی ادواری بازی شطرنج آشنایی داشت ( در ۱۲۵۴، لویی مقدس ، بازی شطرنج را بر رعایایش منع کرد .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط . . . . . در دهم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:2 
 رمز پردازی بازی شطرنج - قسمت اول
می دانیم که بازی شطرنج هندی الاصل است و از طریق ایرانیان واعراب در قرون وسطی به غرب رسیده است . در دوران رنسانس بعضی قواعد بازی تغییر یافت : حرکات ملکه ( در بازی شطرنج به شیوه شرقی این مهره ملکه نیست بلکه مشاور یا وزیر است به عربی مدب یا وزیر به فارسی فرزان یا فرزین یا فرز . نامگذاری ملکه در بازی شطرنج غربیان ناشی از آمیختگی واژه پارسی فرزین و لغت زبان فرانسه قدیم  باکره  است . به هر حال اسناد چنین نقش مسلطی به بانوی شاه با روحیات پهلوانی و شوالیه گری سخت سازگاری دارد . وانگهی اینکه بازی شطرنج از مجرای عرب و ایرانی که ناقل هنر نقوش و علامات رمزی سلحشوری و قواعد جوانمردی و پهلوانی نیز بوده است  به غرب انتقال یافته پر معنی است  ) و دو دیوانه ( این مهره در اصل فیل بود که برجی با حصار بر پشت داشت . ممکن است تصویر نمودار گونه سر فیل را در دست نوشته های قرون وسطی کلاه مجنون یا کلاه بلند و نوک دار ایرانیان قدیم  کلاه دو شاخه مزین به زردوزی که مخصوص روسای مذهب کاتولیک  یا کلاه بوقی یا کلاه شیطانی پنداشته باشند .
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط . . . . . در هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 21:32 
 منسفیلد پارک - اثر جین آستن ، تاریخ نشر 1814
  

انگلیسی

منسفیلد پارک - اثر  جین آستن ، تاریخ نشر ۱۸۱۴

قهرمان منسفیلد پارک دختری است به نام " فانی پرایس " که شخصیتی یکنواخت و خسته کننده دارد و برای زندگی با بستگان ثروتمندترش به منسفیلد پارک می رود . این داستان تجارب دوران کودکی و جوانی او و دختر خاله هایش را بررسی می کند . تماس های وی با خانواده " کرافورد " که خواهر و برادری سرزنده و در عین حال بی مسثولیت و اهل لندن هستند و نیز امکان ازدواج میان دو خانواده ، محور اصلی داستان را تشکیل می دهد . " هنری کرافورد " برای مدتی با " فانی " رابطه برقرار می کند ، اما سرانجام با " ماریا " دختر خاله او که نامزد مردی به نام " راش ورث " است روی هم می ریزد . در اواخر رمان ، فانی با پسر خاله اش " ادموند " ازدواج می کند .

رمان این چنین آغاز می شود :


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط . . . . . در نوزدهم فروردین 1388 و ساعت 12:20 
 کمی فکر ... دنیایی از حقیقت را زنده می کند .

اگر بپذیریم که هنر مکاشفه رازهاست ، آیا این مکاشفه می تواند موضوع بحثی فلسفی باشد ؟

" نیچه " در کتاب  زایش تراژدی می گوید :

هنر ، زندگی را ممکن و شایسته زیستن می کند

اما ...

واقعا سخن فلسفی چه دارد که در حق هنر بگوید ؟

Autumn Aspens with Snow, Colorado, USA Photographic Print by Panoramic Images

"هانس گئورگ گادامر" در واپسین گفتگویش در Le monde , 3 Janvier 1995 

 می گوید:

ما هرگز نمی توانیم واژگانی را بیابیم که چیزی را به طور دقیق و کامل بیان کنند .

. . . . . .         . . . . . .  و

"هانری لویی برگسون" در صفحه ۲۳ اثر مشهورش " خنده " می گوید :

آدمیان در یک جامعه سراپا شعور احتمالا دیگر نخواهند گریست ، اما شاید باز هم بخندند ...

Bamboo Forest, Sagano, Kyoto, Japan Photographic Print by Panoramic Images

|+| نوشته شده توسط . . . . . در بیست و چهارم اسفند 1387 و ساعت 22:30 
 یادداشت های زلاتا - " زلاتا فیلیپوویچ " تاریخ نشر ۱۹۹۴
 

Zlata’s Diary – Zlata Filipovic , 1994

"زلاتا فیلیپوویچ " در سال ۱۹۸۰ درشهر " سارایوو " به دنیا آمد . کمی قبل از ۱۱سالگی شروع به نوشتن یادداشتهای روزانه اش کرد . یعنی مدتی قبل از آغاز جنگ در کشورش ... او در آن موقع اصلا خبر نداشت که تا شش ماه دیگر زندگی اش دستخوش چه دگرگونی عظیمی خواهد شد .

زلاتای شاد و بازیگوش زمانی که شروع به نوشتن در دفترچه اش ( می می ) کرد ، اصلا فکرش را هم نمی کرد که خانه ییلاقی آنها در خارج از شهر " سارایوو " ویران خواهد شد و دوستانش ، در حالی که در پارک مشغول بازی هستند ، کشته خواهند شد . او در آن زمان فقط به چیزهایی می اندیشید که هر دختر نوجوان اروپایی به آنها می اندیشد : موزیک پاپ ، فیلمهای سینمایی ، دوستان پسر و دختر ، اسکی بازی در کوههای مشرف به سارایوو ، گذراندن تعطیلات در ایتالیا و یا در کنار دریا و ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط . . . . . در بیستم اسفند 1387 و ساعت 1:33  
 حیرت آورترین اکنون

...pour la vie à jamais unis

عشاق به وقت وصال بی شخص اند . هنگامی که مرد فراسوی خود است و خود را نمی داند ، و زن ورای خود است و خود را نمی داند .

چون او برای مرد ورای شیء است و دیگر چیزی نیست ، مرد او را نمی شناسد و چون او برای زن ورای شیء است و دیگر چیزی نیست ، زن او را نمی شناسد .

چون آرزویی ندارند ، آرزو اند . آن دو هم کنار ، رویای این حیرت آورترین اکنون اند .

|+| نوشته شده توسط . . . . . در نهم اسفند 1387 و ساعت 15:40 
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است