|
غزل ناتمام
به هر تار جانم صد آواز هست دریغا که دستی به مضراب نیست . چو رویا به حسرت گذشتم ، که شب فرو خفت و با کس سر خواب نیست . " احمد شاملو " |+| نوشته شده توسط ..... در سوم مرداد 1387 و ساعت 0:23 جنگ آینه ها ، " جان لوکاره " – 1965
جنگ آینه ها ، " جان لوکاره " – ۱۹۶۵ " جان لوکاره " از معروف ترین نویسندگان رمان های جاسوسی و استاد کتابهای موسوم به " سوپرمارکتی " است ... او با چنان نثر درست و محکمی می نویسد و دارای چنان ویژگی هایی است که رمان او را از مرز ژانر جدا می کند و به حوزه در خور توجهی در ادبیات بدل می سازد ... احتمالا آن دسته از روشنفکران ، کارگزاران و متفکرین غربی که دهه ها در مقابل اشکال مختلف توسعه طلبی شوروی در کل و تهدید قدرتمند کمونیسم به طور اخص ایستادگی کردند ، از داستان های لوکاره بهره اخلاقی و معنوی و حتی تکنیکی بسیار برده اند . موضوع رمان ساده است : استقرار مخفیانه موشک های اتمی شوروی در آلمان شرقی که می تواند به بحرانی نظیر بحران موشکی کوبا ختم شود . و البته سرویس جاسوسی ملکه می کوشد از ماجرا سر در آورد و با آن مقابله کند . مکالمات و روحیات قهرمان ها کاملا بریتانیایی است و لوکاره بر این امر تاکید دارد ؛ آن محیط معروف کلوب های خاص انگلیسی موسوم به Country club که ظاهرا مردان انگلیسی فقط در آنجا احساس راحتی و امنیت در کنار همنوعان خود می کنند ، کاملا زنده و ملموس است . روابطی که بسیار در زندگی طبقه بالا دست بریتانیا تعیین کننده است ، و بسیاری طرح ها ، در محیط همین کلوب ها شکل می گیرد . کتاب با شوک به قتل رسیدن یک مامور جزء در فنلاند فصل گشایی می شود و خواننده مقداری با زندگی خصوصی ماموران مخفی و مشکلات آنها آشنا می شود . در خلال اثر ، خواننده متوجه تضادهای درونی سرویس های امنیتی و عدم همکاری آنها با هم می شود ؛ همه جا بوی رخنه عوامل جاسوسی دشمن حس می شود و ... و البته ، کیست که واقعیت رخنه دامنه دار شوروی در دستگاه های امنیتی انگلیس را نداند ؟ ... در کتاب جنجالی Spycatcher که توسط یک مامور عالی رتبه M15 پس از بازنشستگی نوشته شده ایشان مدعی شد که شوروی ها تا رده بالای سازمان جاسوسی بریتانیا و یحتمل در دولت نخست وزیر وقت رخنه کرده بودند . جالب اینکه بسیاری از این عوامل از طبقه اشراف کشور بودند . ظاهرا برخی ها از موقعیت اجتماعی که بدون استحقاق شخصی بدست آورده بودند وجدانشان در عذاب بود ، بعضی فقط در اسم " لرد " بودند و ورشکسته و برخی دیگر، از مردان همجنس بازی بودند که شوروی ها به ایشان سرویس می دادند و آنها هم طبعا جبران می کردند . جزئیات فنی " جنگ آینه ها " ، در مورد استفاده از کد مورس و دیگر وسایل ، دقیق و جذاب است . رازی که در سراسر کتاب ، و اصولا در داستان جاسوسی وجود دارد و خواننده برای فهمیدن آن به مطالعه ادامه می دهد ، با این مفهوم در ادبیات اصلی فرق می کند . کتاب جمله ای دارد درباره نحوه دادن اطلاعاتی که یک مامور مجبور است به هر حال از خودش به اطرافیانش و به کسانی که از او می پرسند بدهد : " هرگز اطلاعات را از خود اختراع نکن ؛ اطلاعات باید بسط و توسعه حقیقت موجود باشد . " ( صفحه ۱۸۸ ) جان لوکاره در ایران شاید زیاد نام آشنا نباشد ، مگر برای خوانندگان حرفه ایی و البته آنها که فیلم زیبای "جاسوسی که از سرد سیر آمد " را دیده اند . در مورد داستان جاسوسی که از ... نکته جالبی از قول لوکاره نقل می شود : او یاد آور می شود در زمان نگارش کتاب مردی در آپارتمان بالایی منزل او زندگی می کرد که نقاشی آماتور بود ، لوکاره می گوید : او فردی میانسال و موقر بود با یک ته لهجه آمریکایی ، گاهی همدیگر را در راه پله می دیدیم و احوال پرسی مختصری می کردیم همین و بس ... اما به مرور دیدم او دارد وارد کتاب من شده و نقش جاسوس اصلی را بازی می کند ... برایم عجیب بود اما نمی توانستم با ذهن خود کاری کنم ... و بدین طریق نگارش کتاب پایان گرفت و بسیار هم مورد توجه واقع شد . روزی تصمیم گرفتم یک نسخه از کتاب را امضا کرده و به همسایه نقاشم هدیه دهم . شاید برای قدر دانی از حضور نا آگاهانه اش در کتاب !... نکته عجیب اما این است که درست در همان روز این شخص با نام اصلی سرهنگ آبل توسط " اف بی آی " به جرم جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی و به عهده داشتن ریاست شبکه جاسوسی شوروی در امریکا بازداشت شد ! آری ، این است جان لوکاره ... ---------------------------------- مطلب مرتبط : |+| نوشته شده توسط ..... در یکم مرداد 1387 و ساعت 10:0 " نمایشگاه جهانی " ، " بیلی بت گیت " – ی.ل.دکتروف ؛ ( دهه هشتاد )
نمایشگاه جهانی – دکتروف ، اوایل دهه هشتاد World’s Fair E.L.Doctorow
راوی به طریق اول شخص مفرد ، کودکی خود را نقل می کند ، در نیویورک ، برانکز و بروکلین از حدود ۱۹۳۰ که نقطه اوج داستان ، نمایشگاه جهانی ۱۹۳۹ در نیویورک است . تقریبا از هیچگونه ساخت یا تکنیک عجیب و غریبی استفاده نکرده ، ولی کتاب دلنشین و ساده خوانده می شود .کتاب ماه ها جزو پر فروش ترین ها بوده است . برای یادگیری تمیزترین و بهترین نوع نثر معاصر امریکایی در کنار نثر " جان آپدایک" است . ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط ..... در پانزدهم تیر 1387 و ساعت 21:36 علم واقعی ...
"ایوان ایلیچ" ، از نقادان بسیار معروف اتریشی ، می گوید که آموزش واقعی علم ، فقط در صورتی ممکن است که تمام مدرک های دانشگاهی و علمی از میان برود ؛ یعنی هر که می خواهد علم بیاموزد خود استادی بیابد و برای خود علم علم بیاموزد . ( آیا موافقان نظریه علم برای علم ؛ با موافقان نظریه هنر برای هنر که پیروان مکتب پارناس از طرفدارانش بودند از زاویه ایی مشترک به جهان می نگرند ؟ ) در اکثر جوامع ، اغلب کسانی که به تحصیل می پردازند قصدشان گرفتن مدرک است تا بتوانند معاش خود را تامین کنند . ایلیچ می گوید اگر مدرک منتفی شود ، اهل علم به خاطر علم در پی آن خواهد رفت . در آن وقت چه کسی درس خواهد داد ؟ کسی که صاحب دانش است نه دارای مدرک . انسان اگر خواهان علم حقیقی باشد صرفا از طریق دانشگاه به آن نمی رسد ، بلکه باید حقیقتا طالب علم باشد و در راه آن فداکاری کند و فکر شغل و حرفه و درآمد را از سر بیرون کند . سیستم قدیم مدارس علوم اسلامی همین گونه بوده است . دانشگاه های جدید ما علم حقیقی تعلیم نمی دهند . باید طلب آدمی حقیقی باشد و عمرش را وقف آن طلب کند . ایوان ایلیچ چندین کتاب خوب درباره تمدن جدید نوشته وآن را از جهات گوناگون بررسی کرده است . یکی از گفته های جالبش این است که هر گاه سازمانی تاسیس می کنند برای بهبود و اصلاح وضع موجود ، نتیجه معکوس می شود ! ... بنا به نطر" شوماخر" نیز، علوم جدید بیشتر شغل و حرفه است و علم به مفهوم قدیم نیست . او می گوید : در قدیم علم برای دانستن بود ، ولی علم امروز برای سیطره و تسلط است . و آیا این هویت کاذبی نیست که علوم جدید آن را روز به روز فربه تر می کند ؟ و ... |+| نوشته شده توسط ..... در سی ام خرداد 1387 و ساعت 10:40 از " الف " تا " ی "
در حکایت است که در روزگاران کهن مردی می زیست ثروتمند و اهل خرد . او را فرزندی بود از هوش سرشار لیکن از درس و بحث و مدرسه به غایت بیزار ؛ فرزند دریافته بود که خوشبختی امری است ورای عرصه کتاب و لغت ، و اینکه سعادت عالمی است از سرخوشی روح در انوار روحانی معرفت . پس پدر ، فرزند را نزد استاد فرستاد تا وی را علم لغت آموزد و در جانش شمع معرفت افروزد . استاد کودک را به گرمی بنواخت و اندکی بعد آموزش حروف را آغاز کرد . با مهربانی از دانش آموز خواست تا اولین و آسان ترین حروف را ، ( الف ) را که بر تخته نوشته بود ، با او تکرار کند ؛ " الف " . ولی دانش آموز خاموش بود و هر بار از تکرار " الف " سرباز می زد و بر سکوت خود پای می فشرد . استاد می دید که مسیری که برگزیده بن بست است و شیوه حاضر سرانجامی ندارد . پس با ملایمتی پدرانه با کودک به گفتگو نشست که : فرزندم ؛ " الف " آسان ترین حرف است ، پیکره ای راست و بی پیچ و خم دارد ؛ تو را چه می شود که از آموختن و تکرار چنین حرف ساده ای سر می پیچی و در مقابل علم آموزی چنین می ستیزی ؟ لختی گذشت ، و کودک که از مهربانی معلم نرم شده بود زبان گشود و راز دل خود را نزد استاد بازگو نمود . گفت : ای استاد ! من نیک می دانم که این راه ، که تو و پدرم مرا به گام نهادن در آن تشویق می کنید ، راهی است پر نشیب و فراز . راست است اینکه " الف " را پیچشی نیست ، ولی تو خوب می دانی که این تنها آغاز کار است ، و بر من نیز آشکار است که با تن دادن به " الف " گام در مسیری می نهم که تا " ی " پیش می رود . تن دادن به گام اول به معنای پذیرش سختی های جانکاه و بی شمار این مسیر پر پیچ و خم است . تو خود آگاه تری که حقیقت راه با پیچیدگی های ذاتی حرف " ی " سازگار تر است تا با صافی قامت " الف " ؛ پس ای استاد خردمند ، عنایت نما و ما را از طی این مسیر پر شیب و فراز معاف فرما . کودک گریز پا ندانست که استاد زیرک تر از اوست ، چه او در میان گفت و گویی که با استاد داشت ، ناخواسته هم " الف " را ادا کرده بود و هم " ی " را . و اینکه طی مسیر " الف " تا " ی " بر او فرض گشته بود ... |+| نوشته شده توسط ..... در بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت 17:0 یادی از فرانس شوبرت
من هم مثل همه ، دنیا را از دریچه چشم خودم می بینم ، دنیا و بازی هایش برایم بسیار عجیب است ؛ آن قدر عجیب که گاهی تصمیم می گیرم هیچ کار نکنم و فقط تماشایش کنم و سکوت . آری چه واژه های مناسبی " تماشا " و " سکوت " . در خیلی از موارد قواعد بازی اش را دوست ندارم . متوجه شدید ؛ امشب می خواهم کمی حرفهای بی ربط بزنم ...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط ..... در سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 21:40 ریچارد براتیگان ( نویسنده و شاعر امریکایی ) 1984 - 1935
آری دوران اوج جنبش ادبی نسل بیت بود. و براتیگان این تاثیر را همواره در آثارش حفظ کرد؛ هر چند به سختی می توان فهمید او به چه سبکی می نوشت ... او همواره در آثارش میان سورئالیسم اروپایی و رئالیسم اجتماعی به همراه طنزی که اکثرا به تلخی گرایش داشت شناور بود. و حتی واقعا نمی شود داستان هایش را داستان نامید ... باید آنها را خواند و بعد درباره شان فکر کرد... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط ..... در دوم خرداد 1387 و ساعت 19:55 زندگی
آب این رود به سرچشمه نمی گردد باز بهتر آن است که غفلت نکنیم از آغاز
زندگی همچون اتاقی است با درهای بی شمار که از درون به جانب برون گشوده شوند.در پس هر در افقی است از آفاق درون ما که باید سیر و کشف شود و با هر کشف معرفت نفس به درجه ای والاتر ارتقاء یابد و انسان به حقیقت درون خود بیشتر واقف گردد.در پهنه هر افق گنجی نهفته است از گنج های بی شمار هستی و رازی از رازهای رهایی و دلخوشی و سرمستی؛ هر قدر راز پس پرده ژرفتر، پهنه جهان ماورای آن گسترده تر و به همان نسبت قفل و لولای در استوار تر و چهارچوب آن سترگ تر.برخی درها بی چفت و بست اند و با نسیمی و نگاهی گشوده شوند: در پس این درها فضایی است به بزرگی چند گام و ژرفای چند انگشت.و اما دروازه هایی نیز هستند بلند و سترگ که گشوده نشوند و سالک را به ستوه آورند: هر چند تنه و مشت بر آنها کوبی اثری نبینی؛ بر جایند و رخصت عبور نفرمایند ... زورآزمایی با ایشان، مانند مشت کوبیدن است بر سندان.اینانند دروازه های حکمت ادوار و پاسداران گوهرهای بی شمار؛ این دروازه ها را نتوان گشود مگر به شوق دیدار، صبوری بسیار و از همه بالاتر به لطف آفریدگار ... آری صبوری و تحمل انسان را استحاله می کند و به چشمان او نوری متفاوت می بخشد تا زندگی را به گونه ای دیگر ببیند، بچشد و بفهمد: تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز هزار بازی از این طرفه تر بر انگیزد |+| نوشته شده توسط ..... در سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 15:15 سدی به نام ترجمه بر سر راه دوستداران کتاب
این روزها به ترجمه های فارسی تا حدی حساس شده ام، نه ...اصلا منظورم آنهایی که مجبورند برای فرار از دست ممیزی بدان متوسل شوند نیست. آخرین نمونه اش هم عنوان کتاب Seize the day سائول بلو بود، که ترجمه شده بود "دم را دریاب"کسی می داند چرا مترجم عنوان کتاب را این گونه ترجمه کرده ؟ دم را دریاب ! ... دم به معنی چه ؟ دم، نفس ...و یا یکی از اصطلاحات زبان فارسی که به زمان و یا وقت اشاره می کند...وقتی می شود مفهوم را با لغتی سر راست رساند، چرا باید از کلمات و اصطلاحات عوامانه و یا معانی دسته چندم استفاده کرد.آن هم در ترجمه اثر نویسنده ایی که به کلمات بسیار اهمیت می داد و برای آوردن و استفاده از هر کلمه کلی دلیل و هدف داشت.(پست قبلی را مطالعه کنید تا متوجه منظورم شوید.) ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط ..... در نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:29 سیاره آقای ساملر - سائول بلو ( چاپ نخست ۱۹۷۰ )
درک " سائول بلو " از مسایل انسان ژرف و تشبیهات او زنده و انسانی بود. گویی از ورای شفافیت آب سخن می گفت. " بلو " نیز مانند " میلان کوندرا " به رمان ( ایده ) دلبسته بود، اما چه فرق بزرگی است مثلا بین رمان ایده این دو، و " آلدوس هاکسلی " که او هم عقاید را داستان می کرد، اما هاکسلی هم استثنایی بر قاعده بود که به قول خودش، خوانندگان، این گناه او را بخشیدند و در زمان خود بسیار خواننده داشت . و " دنیای جسور نو " و یا به عبارتی" دنیای عالی نو " و یا باز به عبارت بهتر "دنیای قشنگ نو" به اندازه کافی ، کلاسیک و ماندنی هست . با این همه نمی توان سائول بلو را نویسنده رمان روشنفکری به حساب آورد، او تنها استادی بود که می توانست به زیبایی حرفهای قشنگ را در میان حوادث معمولی زندگی جای داده و چپ و راست اسامی روشنفکران بزرگ دو قرن اخیر را به همراه عقایدشان به میان آورد ... جالب است که نویسندگان از یک سو، تمام وجودشان آنها را وا می دارد که عقاید خود را درباره چیزها و مقوله های فکری که برایشان جالب است، از کتاب و فیلم تا فلسفه و علم ، روی کاغذ بیاورند. از سوی دیگر، باید همه توان حرفه ای خود را به کار ببندند تا دچار زیاده گویی و بیانیه صادر کردن نشوند. و در این میان هنر بلو این بود که می توانست دانش خود را کنترل کند ! او در کنار " ویلیام فاکنر " از بزرگان داستان نویسی مدرن و معاصر امریکاست . بلو در سال ۱۳۸۳ و در سن ۸۹ سالگی در امریکا درگذشت . ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط ..... در هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:36 خلاصه دعاهای گریمانی Grimani Breviary
نسخ خطی مذهب یا دست نوشته های مصور مذهبی که عموما به آن Illuminated Manuscripts گفته می شود قدمتی ۳۵۰۰ ساله دارد.با توجه به این که مصریان قدیم به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند،نسخ مصوری از کتاب های خطی را،همراه با سایر وسایل مورد مصرف روزانه در جوار متوفی دفن می کردند تا پس از تجدید حیات و ضمن استفاده از دیگر وسایل، کتب مصوری را نیز برای مطالعه در اختیار داشته باشند.این نسخ خطی مصور مصری که امروزه به نام کتاب اموات از آن ها یاد می شود مربوط به ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰ پیش از میلاد است . این نسخ خطی مصور ، تماما با لعاب رنگ و به ارتفاع بین ۲۵تا ۵۰ سانتیمتر روی پاپیروس ترسیم شده و شامل مراسم بسیاری از زندگی و اساطیر مصر باستان است . اغلب کتاب های اموات مصری در موزه بریتانیا نگهداری می شوند . کتاب های مذهب یا مصور خطی در اروپا از قرن هفتم تا اواخر قرن چهاردهم میلادی رواج داشتند . ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط ..... در هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:50 همچنان در پی یافتن
تا که شیرین شود زندگی ، چه باید کرد ؟ هیچ کس نمی داند . برای زنده ماندن تلاش باید کرد . خود را به دست مرگ نباید سپرد . همین و تمام . گفتنی هایم همه این است . " مارگریت دوراس "
وقتی تمام تلاش خود را به کار می گیری تا نیروی نهفته در کلمات را به سمتی هدایت کنی تا کلمات حق مطلب را ادا کنند ، حتما دستاوردی را در نظر داری ... و این چنین مسیر اسرار آمیز متن آغاز می شود . متن تو همواره در پی آنهایی بوده که گوش شنوایی دارند ... برای شنیدن کلمات برخاسته از جان ، کسانی که تلالو جان به قالب در آمده را در می یابند ، و به طبیعت قلمرو ذهنی صاحبش پی می برند . اینگونه است که نوشتن تلاشی می شود برای روایت آنچه به روایت نمی آید . یعنی نوشتن برای درک زندگی . شیوه های کشف و شهودی نوشتن را دوست دارم ، هرمنوتیک متن ، جریان های سیال همچون امواج ذهن ... استمرار مضامین ، پیچیدگی مفاهیم ، درک رمز و راز و حقیقت مستور در نوشتار و مهمتر از همه جستجو در محنت زیستن که مانند یک پازل در انتظار کامل شدن است ... پرسه های قلم را دوست دارم ... جستجو را دوست دارم ، حتی اگر هیچ پاسخی نباشد ... ... دوباره کودکم ... دوباره تنها ... ، به سمت پنجره می دوم ... و به آنچه می بینم فکر می کنم : آنجا در خیابان آدم ها چه کوچک اند ، آنها در گروه های کوچکشان به سمت هیچ می روند ... می خواهند آن را امتداد دهند . چرا هیچ گاه از خود نپرسیدند چه باید بکنند ؟ ...
و من هنوز در جستجوی یافتنم ... همین و تمام . |+| نوشته شده توسط ..... در چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:25 |
|


