|
چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد ؟ - ادوارد آلبی _ 1962
" ادوارد فرانکلین آلبی " در سال ۱۹۲۸ میلادی ، در شهر نیویورک متولد شد و توسط خانواده آلبی که در قلمرو هنر نمایش از محبوبیت فراوان برخوردار بود ( زمانی تماشاخانه های کیث / آلبی در سراسر امریکا شهرت همه گیر داشت ) ، به فرزندی پذیرفته شد . آلبی در متن این خانواده کوچک ، از همان کودکی با رایحه خوش و خیال انگیز صحنه نمایش و تئاتر آشنا گشت و با آن انس گرفت . اروپاییان آلبی را جانشین مناسبی برای بزرگانی چون " تنسی ویلیامز " و " آرتور میلر " می دانند و امریکاییان نام او را در ردیف بزرگان تئاتر آبزورد مانند: بکت ، یونسکو ، ژنه ، آرابال و آرتور آدامف قرار می دهند . زبان آلبی همچون زبان دیگر نام آوران تئاتر مدرن ، زبانی است آمیخته با ایهام و ابهام ... از آن جا که او با زبان اشارت می نویسد نثرش بسیار شاعرانه است و شاید هم نزدیک به شعر . ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط . . . . . در بیست و دوم مهر 1387 و ساعت 9:36 اندیشه
...اندیشه شناخت نیست بلکه توانایی تمیز نیک از بد و زیبا از زشت است و این توانایی می تواند ، دست کم برای من ، در لحظه هایی کمیاب وسیله پیش بینی فاجعه ها باشد ... ... موضوع اندیشه نمی تواند جز چیزهای دوست داشتنی – زیبایی ، حکمت ، عدالت و غیره باشد . زشتی ، نبود زیبایی ، نبود دادگری و نبود نیکی است ... یعنی بدی و زشتی اصالت یا جوهری ندارند تا اندیشه بتواند به آنها بپردازد ... واقعیت اسفبار این است که بخش بزرگ بدی ها را کسانی مرتکب می شوند که هرگز تصمیم به بد بودن یا خوب بودن نمی گیرند ... ، آنها که توانایی اندیشیدن ندارند . " هانا آرنت " ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط . . . . . در دوازدهم مهر 1387 و ساعت 12:45 نمایشنامه فاوست
شب هنگام است . دکتر هاینریش فاوست پشت میز کار خود آرمیده است . اتاق از نوع گوتیک است، باریک با سقفی بلند . کتابها و ابزارهای علمی در هر سو پراکنده است و نشان می دهد استاد مشغول تحقیق و تجربه بوده است . به نظر پنجاه ساله می رسد . یک عمر دانش اندوزی ، پژوهش و آزمایش در طب ، کیمیاگری ، فلسفه ، مسایل حقوقی ، قضایی و علوم الهی ، کوچکترین روزنه ای از امید در ظلمات افسردگی و حرمان به سوی او باز نکرده . این سیر و سلوک در وادی معرفت ، نه تنها روان خسته او را خشنود نکرده بلکه ثروت و شهرتی نیز برایش به همراه نیاورده است . او برای آن که به نیرو های پنهانی طبیعت دست یابد و راز سیر و بقای عالم هستی را کشف کند ، به سوی سحر و جادو روی آورده است ، اما در آن راه هم به نتیجه ای نرسیده است . کتاب های کهنه و غبار آلود روانش را می فرسایند ، با این حال یکی از آنها را به دست می گیرد . اثری است از نوستراداموس ، طبیب و منجم فرانسوی . آن را می گشاید . تصویر کیهان بزرگ برابر چشمش نمودار می شود و برای یک لحظه او را به حیرت فرو می برد ؛ اما به زودی از افسون آن رهایی می یابد و با برگردان صفحه ای، چشمش بر نماد روح زمین می افتد . گویی این رقوم و صور با اندیشه و روان او نزدیک تر است . باز هم دقت می کند و سعی می کند به ژرفای آن فرو رود . ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط . . . . . در یکم مهر 1387 و ساعت 3:20 |
|

