|
mirror
... و پدیدار می شد در برابر چشمهایمان بهشت هنگامی که سرنوشت رد پاهای ما را می پوشاند ... |+| نوشته شده توسط . . . . . در چهارم خرداد 1388 و ساعت 23:17 ایماژ
" آندره تارکوفسکی " در کتاب تئوریک خود ( زمان شکل یافته ) که دیدگاه هایش را درباره هنر سینما تشریح می کند ، بارها برای روشن کردن نظریه هایش به نمونه هایی از هنرهای دیگر و به خصوص ادبیات روی می آورد . در صفحه ای از کتاب مورد اشاره ، هایکوی زیبایی را نقل می کند تا به واسطه آن ، تعبیر خود را از تصویر تبیین کند :
نه ، نه به خانه من آن ناشناس چتر به دست رفت به خانه همسایه من .
این سه سطر ، همچنان که رسم بهترین هایکو هاست ، با ایجاز مخصوص به خود و با لطافتی آغشته به اندوه – دنیایی را در نظر خواننده اش تصویر می کند . این تصویر ، روشن و مشخص و واضح است . ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط . . . . . در چهارم خرداد 1388 و ساعت 19:35 |
|
