X
تبلیغات
Painting with words - رمز پردازی بازی شطرنج - قسمت اول
به فرزانگان که در جهان درون در جستجوی جان آگاه هستند

می دانیم که بازی شطرنج هندی الاصل است و از طریق ایرانیان واعراب در قرون وسطی به غرب رسیده است . در دوران رنسانس بعضی قواعد بازی تغییر یافت : حرکات ملکه ( در بازی شطرنج به شیوه شرقی این مهره ملکه نیست بلکه مشاور یا وزیر است به عربی مدب یا وزیر به فارسی فرزان یا فرزین یا فرز . نامگذاری ملکه در بازی شطرنج غربیان ناشی از آمیختگی واژه پارسی فرزین و لغت زبان فرانسه قدیم  باکره  است . به هر حال اسناد چنین نقش مسلطی به بانوی شاه با روحیات پهلوانی و شوالیه گری سخت سازگاری دارد . وانگهی اینکه بازی شطرنج از مجرای عرب و ایرانی که ناقل هنر نقوش و علامات رمزی سلحشوری و قواعد جوانمردی و پهلوانی نیز بوده است  به غرب انتقال یافته پر معنی است  ) و دو دیوانه ( این مهره در اصل فیل بود که برجی با حصار بر پشت داشت . ممکن است تصویر نمودار گونه سر فیل را در دست نوشته های قرون وسطی کلاه مجنون یا کلاه بلند و نوک دار ایرانیان قدیم  کلاه دو شاخه مزین به زردوزی که مخصوص روسای مذهب کاتولیک  یا کلاه بوقی یا کلاه شیطانی پنداشته باشند . این مهره به انگلیسی به معنی  مطران و به آلمانی به معنی دونده است ) بیشتر شد و در نتیجه بازی خصلتی بیشتر انتزاعی و ریاضی به خود گرفت و از الگوی عینی و انضمامیش دور افتاد بی آنکه خصایص اصلی رمز پردازی صف آرایی با مهره ها زایل گردد . در نوع چیدن مهره ها به صورت اصلی الگوی کهن صف آرایی واضح است در آن وضعیت دو سپاه را که بر وفق نظام مرسوم جنگ در شرق باستان صف بسته اند تشخیص می توان داد : پیاده های شطرنج که نمودار قشون سبک اسلحه اند صف اول را می بندند .  مهمترین  قسمت  لشگر مرکب از دسته های سنگین اسلحه  ارابه های جنگی ( رخ ها یا برج ها ) سواران ( اسب ها) و فیلان جنگی ( دیوانه ها ) است . شاه با بانو یا مشاور ( وزیر ) خود در قلب سپاه جای دارند .

شکل تخته شطرنج با نمونه کلاسیک (1) یعنی نمودار نگاشتی که طرح اساسی معبد یا شهر نیز هست تطبیق می کند . می دانیم که این نمودار خطی رمز عالم وجود به مثابه میدان عمل قدرتهای الهی است . در نتیجه پیکار در بازی شطرنج در کلی ترین معنایش نبرد " خدایان با غولان  یا پیکار فرشتگان با اهریمنان " (2) است و همه دیگر معانی بازی از این معنی ناشی شده اند .

کهن ترین توصیف بازی شطرنج که به دست ما رسیده در مروج الذهب مورخ عرب مسعودی آمده که در قرن چهارم هجری ( نهم میلادی ) در بغداد می زیست . مسعودی ابداع – یا تدوین قواعد بازی را به شاه هندی  بلهیت از اخلاف " برهمن " منسوب می دارد . در اینجا به وضوح " کاست " (3) برهمنان و خاندان و دودمان شاهی با هم خلط شده اند . اما اینکه بازی شطرنج اصل برهمنی دارد خصلت به غایت کاهنی یا روحانی نمودار مشتمل بر   ۸ ضربدر ۸ خانه چهارگوش (4) آن را اثبات می کند . از سوی دیگر رمز پردازی جنگاورانه بازی مربوط به کاست شاهان و نجبا و اشراف است (5) چنان که مسعودی نیز بدان اشاره دارد آنجا که می نویسد : هندوان بازی شطرنج از واژه سانسکریت  " چاتورانگا "  را نمونه کار مملکت داری و جنگجویی می دیدند . شاه " بلهیت " کتابی درباره بازی شطرنج نگاشت که در آن بازی شطرنج را نمونه پیکره های علوی و اجسام سماوی یعنی هفت ستاره و دوازده برج کرد و هر نوع مهره ای را به ستاره ای اختصاص داد . شایان ذکر است که هندوان هشت اختر ( سیاره )  تعداد می کنند : خورشید وماه و پنج سیاره  مرئی به چشم غیر مسلح  و ستاره تاریک ایام خسوف ( کیهان شناسی هندوان همواره اصل قلب یا عکس منطقی و استثنا را ملحوظ می دارد که از خصلت ابهام آمیز تجلی ناشی است : طبیعت ستارگان مقتضی تابانی و فروزانی است اما چون ستارگان خود نور نیستند پس باید ستاره تاریک هم وجود داشته باشد ) . هر یک از این سیارات موکل بر یکی از جهات هشت گانه فضا ست . به گفته مسعودی : هندوان برای تصاعف یعنی تصاعد هندسی خانه های شطرنج معنایی سری قایلند و میان علت اولی که بر همه افلاک حاکم است و غایت همه چیز است و مجموع خانه های چهارگوش شطرنج نسبتی می بینند . رمز پردازی ادواری خانه های شطرنج بر این امر مبتنی است که بازی شطرنج نمودار گسترش فضا بر وفق چهارگانی و هشت گانی جهات اصلی است ودو دور گردش خورشید و ماه : دوازده برج فلکی منطقه البروج  و بیست و هشت منزل ماه را که مکمل یکدیگرند در شکلی بلورین با هم ترکیب می کند از سوی دیگر رقم ۶۴ یعنی شمارمجموع خانه های شطرنج مقسوم (6) ۲۵۹۲۰ رقم دور گردش اصلی است که اندازه تبادر اعتدالین یا تقدیم اعتدالین محسوب می شود ( قدمای یونان و عرب معتقد بودند که فلک ثوابت هیچ حرکت ندارد ظاهرا اولین کسی که معتقد به حرکت خاصه فلک ثوابت گردید ابرخس و بعد از وی بطلمیوس است . و از این پس عقیده مورد قبول عموم علمای فلکی مشرق و مغرب گردید که فلک ثوابت به حرکت خاصه بر توالی یعنی از مغرب به مشرق هر درجه ای را چندین سال می پیماید و در مقدار سال اختلاف داشتند .  بعضی ۶۰ سال می گفتند که یک دوره تمام آن ۲۱۶۰۰ سال می شد و برخی۷۰ سال می گفتند که یک دوره اش ۲۵۲۰۰ سال طول می کشید و گروهی ۱۰۰ سال می گفتند که دوره اش ۳۶۰۰۰ سال می شود { نقل از جلال الدین همایی در تاریخ علوم اسلامی } ) .

              . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

1.   1)  Vastu_mandal

2.   2)  Asura or Deva

3.  3)  Caste

4.     4)  Ashtapada

5.   5)  Kshatriya

6.    6) Sous_multiple

 

اااا  ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 9:32 بعد از ظهر  توسط محمود